هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
17
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
نهايت فروتنى و كوچكى را ابراز داشتيم و به خيال خود سعى كرديم تا بدينوسيله مقام خدمتگزارى را ثابت نمائيم . دو ساعت پس از بازگشت ديوان تحفى براى جم فرستاديم كه بطور خارق العاده مورد حقشناسى قرار گرفت « 1 » . بعد از ظهر جم دريا خان ، بزرگترين برادر جم ، بديدار ما آمد و اصرار كرد كه بنشينيم و دو ساعتى با او صحبت كنيم . ما درواقع از شناخته شدن خويش در اين ملاقات ميترسيديم و لذا چندان به اين كار رغبت نداشتيم . جم دريا خان در مقايسه با ساير مردم معمول سرزمينش مردى است خوشمنظر و ميانسال ، در رفتارش مهربان و مودب ولى بسيار ژنده پوش بود بعدها ژنده بودن وى براى ما اعجابانگيز نبود ، زيرا دانستيم فقط مقررى ناچيز براى امرار « معاش دريافت مىكند ( 1500 روپيه ساليانه وجه رايج سال 180 ) . اين مرد سومين مقام آن خطه بود و حتى در هنگام جمعآورى سپاه مقام سردار كلى ( Head Sardar ) يا فرماندهى سپاه را داشت . در مدتى كه به اين مقام باقى بود علاوه بر مقررى معمول مقررى اضافه يا در واقع حق مقام شاغل را دريافت مىداشت و همچنين سالى دو اسب از ايلخى شخصى جم حق وى بود . وضع زندگى جم دريا خان نمونهاى بود بارز از زندگانى ساده و كمخرج و صرفهجوئى كه مردم اين سامان همه به آن طريق زندگى مىكردند . بدون آنكه بخواهيم ، وى اطلاعات وسيعى از منابع درآمد و چگونگى حكومت خطه برادرش بيان داشت و اتفاقا مطالبى را كه وى متذكر گرديد اغلب مغاير مطالبى بود كه در دربار بما گفتند . از فحواى مطالب فهميديم كه وى مردى است ورزشكار و عمده مدت ايام فراغت را در سرگرميهاى خارج از شهر و در صحرا و كوهسار مىگذراند . او ميگفت در ماههاى فصل سرد بكرّات بكوهستان مسافرت مىكند
--> ( 1 ) - صورت تحف . يك قطعه ابريشم چينى - يك قطعه كتان گلدار اروپائى - 8 فنجان و نعلبكى - 8 كاسه چينى - 8 ليوانتراش شيشهاى - يك قطعه ابريشم هندى - شش كارد معمولى دو عدد قيچى معمولى - يك پوند باروت - يك دوربين كوچك - دو عدد اسلحه كمرى ( Horse - Pistol )